چکیده
مقدمه: سندم متابولیک با افزایش استرس اکسیداتیو و توسعه افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا همراه است. مطالعات گزارش نموده اند که ماده کروسین، یک ترکیب کاروتنوئیدی در کلاله زعفران، از خواص آنتی اکسیدانی و ضد افسردگی برخوردار می باشد.

هدف: بررسی اثر کروسین بر تعادل پرو اکسیدان آنتی اکسیدان(PAB1) سرم در افراد مبتلا به سندرم متابولیک، و ارتباط آن با افسسردگی و اضطراب در آنها

روش: این پژوهش، یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده بود که روی 60 فرد داوطلب مبتلا به سندرم متابولیک انجام شد. از معیار انجمن بین المللی دیابت برای تشخیص سندرم متابولیک در افراد استفاده شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به هر یک از گروه های 30 نفره دارو یا دارونما تخصیص یافتند. گروه دارو روزانه 30 میلی گرم کروسین (2 قرص خوراکی 15 میلی گرمی کروسین)، و گروه کنترل قرص های دارونما را برای مدت 8 هفته متوالی مصرف نمودند. پرسشنامه های افسردگی و اضطراب بک برای تمامی افراد در ابتدا و انتهای مطالعه تکمیل شدند. تعادل پرواکسیدان آنتی اکسیدان سرم به عنوان شاخصی از وضعیت استرس اکسیداتیو در ابتدا و انتهای دوره اندازه گیری گردید.

نتایج: میانگین PAB سرم پس از مداخله در گروه دارو به میزان 7/11% کاهش یافت (006/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش قابل توجهی در PAB سرم مشاهده نشد (05/0p>). کاهش بیشتر میانگین PAB سرم در گروه دارو در مقایسه با گروه دارونما قابل توجه بود (014/0P=). درجه افسردگی افراد در گروه کروسین کاهش معنی داری یافت (018/0P=) ولی در گروه دارونما این چنین نبود (05/0p>). اما کاهش بیشتر درجه افسردگی در گروه دارو در مقایسه با گروه دارونما، در کل افرا د قابل توجه نبود (062/0P=) اما در زیر گروهی که دارای درجه خفیف به بالا از افسردگی بودند، تفاوت قابل توجه بود (013/0P=). هیچ تفاوت معنی داری بین دو گروه دارو و دارونما از نظر تغییر درجه اضطراب مشاهده نگردید (05/0p>). همچنین هیچ ارتباط معنی داری بین تغییر مقادیر PAB سرم با تغییر علائم افسردگی و اضطراب مشاهد نشد (05/0p>).

نتیجه گیری: کروسین با دوز 30 میلی گرم/روز برای مدت 8 هفته منجر به کاهش معنی دار PAB سرم در افراد مبتلا به سندرم متابولیک گردید. همچنین کروسین با کاهش افسردگی در افراد همراه بود، اما تاثیری بر روی اضطراب آنها مشاهده نشد. اثر کروسین بر PAB سرم مستقل از اثر آن بر علائم افسردگی بود.

کلمات کلیدی: استرس اکسیداتیو، PAB، سندرم متابولیک، افسردگی

(1) فصل اول
(1-1) پیشگفتار1
(1-1-1) بیان مسئله1
(1-1-2) روش کار2
(1-1-3) اهداف و فرضیات3
(1-2) کلیات4
(1-2-1) سندرم متابولیک4
(1-2-1-1) شیوع و اهمیت4
(1-2-1-2) روش های تشخیص5
(1-2-1-3) سبب شناسی و آسیب شناسی10
(1-2-1-4) روشهای درمانی18
(1-2-2) افسردگی و اضطراب23
(1-2-3) استرس اکسیداتیو25
(1-2-3-1) گونه های اکسیژن واکنش زا و نقش آنها25
(1-2-3-2) استرس اکسیداتیو26
(1-2-3-3)اهمیت استرس اکسیداتیو در سندرم متابولیک27
(1-2-3-4) سنجش بالانس پرو اکسیدانت – آنتی اکسیدانت28
(1-2-4) زعفران29
(1-2-4-1) گیاه زعفران29
(1-2-4-2) تاریخچه زعفران و جایگاه ایران در تولید زعفران29
(1-2-4-3) خصوصیات و ترکیبات زعفران30
(1-2-4-4) خواص درمانی زعفران33
(1-2-4-5) خواص درمانی کروسین34
(1-2-4-6) خواص آنتی اکسیدانی و ضد افسردگی کروسین35
(2) فصل دوم:37
(2-1) ارتباط سندرم متابولیک با استرس اکسیداتیو39
(2-2) ارتباط استرس اکسیداتیو با افسردگی40
(2-3) ارتباط سندرم متابولیک با افسردگی40
(2-4) اثرات آنتی اکسیدانی زعفران و کروسین41
(2-5) اثرات ضد افسردگی و اضطراب زعفران و کروسین42
(3) فصل سوم:47
(3-1-1) معرفی پژوهش49
(3-1-2) روش اجرای پژوهش49
(3-1-3) معیارهای ورود و خروج49
(3-1-4) تهیه دارو و دارونما51
(3-1-5) تصادفی سازی51
(3-1-6) داده های دموگرافیک، سابقه بالینی و دریافت های غذایی51
(3-1-7) نمونه خون گیری و نگهداری نمونه ها51
(3-1-8) مراحل ویزیت بیماران51
(3-1-9) ارزیابی های بالینی و تن سنجی52
(3-1-10) ارزیابی تغذیه و مشاوره تغذیه ای53
(3-1-11) سنجش افسردگی و اضطراب54
(3-1-12) ارزیابی های بیوشیمیایی54
(3-1-13) سنجش بالانس پرو اکسیدان-آنتی اکسیدان54
(3-1-14) روش تجزیه تحلیل آماری57
(3-1-15) ملاحظات اخلاقی58
(4) فصل چهارم:59
(4-1) مقایسه خصوصیات افراد بین دو گروه دارو و دارونما61
(4-2) مقایسه دریافت های غذایی بین دو گروه دارو و دارونما62
(4-2-1) مقایسه دریافت غذایی با یادآمد غذایی 24 ساعته62
(4-2-2) مقایسه دریافت غذایی با پرسشنامه بسامد خوراک65
(4-3) مقایسه تغییرات پارامترهای تن سنجی بین دو گروه67
(4-4) مقایسه مقادیر PAB سرمی قبل و بعد از مداخله68
(4-5) مقایسه امتیازات افسردگی و اضطراب قبل و بعد از مداخله69
(4-6) بررسی زیر گروه های دارای حداقل امتیاز افسردگی و اضطراب70
(4-7) بررسی ارتباط تغییرات PAB سرم با تغییرات افسردگی و اضطراب72
(5) فصل پنجم:75
(5-1) بحث و نتیجه‌گیری77
(5-1-1) اثر کروسین بر PAB سرم77
(5-1-2) اثر کروسین بر افسردگی و اضطراب78
(5-1-3) ارتباط بین تغییرات PAB سرم و تغییرات افسردگی واضطراب80
(5-1-4) نتیجه گیری80
(5-1-5) محدودیت ها81
(5-1-6) پیشنهادات برای مطالعات آینده81
(6) مـنـابـع83
(7) پیوست ها93

تصویر 1- خاصیت آنتی اکسیدانی کروسین علیه سندرم متابولیک و افسردگی2
تصویر 2- تشخیص سندرم متابولیک با معیار WHO6
تصویر 3- تشخیص سندرم متابولیک با معیار ATPIII6
تصویر 4- تشخیص سندرم متابولیک با معیار AHA/NHLBI7
تصویر 5- تشخیص سندرم متابولیک با معیار IDF7
تصویر 6- چاقی زمینه ساز مقاومت به انسولین11
تصویر 7- تشدید مقاومت به انسولین با افزایش اسیدهای چرب آزاد خون11
تصویر8 – عواقب مقاومت به انسولین12
تصویر 9- ارتباط سندرم متابولیک با استرس اکسیداتیو27
تصویر 10- گیاه زعفران29
تصویر11- مهمترین اجزای زعفران31
تصویر 12- ساختار ترکیبات مهم زعفران32
تصویر 13- خواص درمانی زعفران و اجزای آن33
تصویر 14- خواص درمانی کروسین زعفران34
تصویر 15- فلوچارت مراحل اجرای طرح50
تصویر 16-روش سنجش پرو اکسیدان-آنتی اکسیدان (PAB)55
تصویر 17- تغییرات PAB سرم قبل و بعد از مداخله68
تصویر 18- مقایسه تغییرات میانگین PAB سرم بین دو گروه دارو و دارونما69
تصویر 19- مقایسه فراوانی های کاهش درجه های افسردگی و اضطراب بین گروه های دارو و دارونما71
تصویر 20- خواص آنتی اکسیدانی گزارش شده برای کروسین78

جدول1 – خلاصه آخرین اجماع نظرها معیار تشخیص بالینی سندرم متابولیک8
جدول 2- توصیه های فعلی برای محیط دور کمر جهت تعیین چاقی شکمی9
جدول3- اختلال عملکرد ارگانهای بدن در سندرم متابولیک 17
جدول 4 – گیاهان دارویی مفید برای محافظت از قلب-عروق و سندرم متابولیک21
جدول 5- عمده ترین آنزیم های آنتی اکسیدانی بدن26
جدول 6- آنتی اکسیدانهای غیر آنزیمی مهم بدن26
جدول 7- ترکیب زعفران31

جدول 8- خلاصه یافته های مطالعات پیشین44
جدول 9- توصیه های غذایی مطابق با توصیه های انجمن قلب امریکا53
جدول 10 – وسایل مورد نیاز برای سنجش PAB56
جدول 11- دستگاه های مورد نیاز برای سنجش PAB56
جدول 12- مقایسه خصوصیات پایه بین دو گروه دارو و دارونما61
جدول 13 – مقایسه دریافت های غذایی یادآمد غذایی 24 ساعته63
جدول 14- مقایسه دریافت های تعدیل یافته یادآمد غذایی 24 ساعته (بر حسب هر 1000 کیلوکالری)64
جدول 15 – مقایسه دریافت غذایی پرسشنامه بسامد خوراک65
جدول 16- مقایسه دریافت غذایی تعدیل یافته پرسشنامه بسامد خوراک (بر حسب هر 1000 کیلوکالری)66
جدول 17- مقایسه پارامترهای تن سنجی بین دو گروه67
جدول 18- مقایسه تغییرات PAB بین دو گروه دارو و دارونما68
جدول 19- مقایسه امتیازات و درجه های افسردگی و اضطراب قبل و بعد از مداخله69
جدول 20- مقایسه خصوصیات اولیه بین دارو و دارونما در زیر گروه های دارای امتیاز خفیف به بالا70
جدول 21- مقایسه تغییرات امتیازات افسردگی و اضطراب در زیر گروه های دارای امتیاز خفیف به بالا71
جدول 22- بررسی همبستگی های میان تغییرات امتیازات PAB با تغییرات امتیازات افسردگی و اضطراب72
جدول 23- ارتباط تغببر درجه افسردگی و اضطراب با تغییرات PAB سرم73
جدول 24- بررسی ارتباط کاهش PAB و کاهش درجه افسردگی در کل افراد شرکت کننده94
جدول 25- بررسی ارتباط کاهش PAB با کاهش درجه افسردگی در افراد دارای علائم افسردگی94
جدول 26- بررسی ارتباط کاهش PAB با کاهش درجه اضطراب در کل افراد شرکت کننده95
جدول 27- بررسی ارتباط کاهش PAB با کاهش درجه اضطراب در افراد دارای علائم اضطراب95

Abbreviations

ACE; Angiotensin Converting Enzyme
AEAS; Antioxidative Enzyme Activities
AHA; American Heart Association
ATPIII; Adult Treatment Panel III
AOPP: Advanced Oxidation Products
BAI; Beck Anxiety Inventory
BCAA; Branched Chain Amino Acid
BDI; Beck Depression Inventory
BMI; Body Mass Index
BP; Blood Pressure
CRP; C-reactive protein
CVD; Cardio Vascular Disease
DNA; Deoxyribonucleic Acid
DMSO: Dimethyl sulfoxide
FBG; Fasting Blood Glucose
FFA; Free Fatty Acids
GABA; Gamma Aminobutyric Acid
GHQ; General Health Questionnaire
HDL; High-Density Lipoprotein
HNE; 4-Hydroxy-Nonenal
IDF; International Diabetes Federation
LDL; Low-Density Lipoprotein
LPL; Lipoprotein Lipase
IL-6; Interleukin 6
LP; Lipid Peroxidation
MDA; Malondialdehyde
MDQ; Mood Disorder Questionnaire
MUFA; Mono Unsaturated Fatty Acids
NCEP; National Cholesterol Education Program
NF-?B; Nuclear Factor kappaB
NHLBI; National Heart Lung and Blood Institute
NADP; Nicotinamide Adenine Di-nucleotide Phosphate
NO; Nitric Oxide
ONE: 4-Oxy-2-Nonenal
PAB; Pro-oxidant Antioxidant Balance
PUFA; Poly Unsaturated Fatty Acids
rDD; Recurrent Depressive Disorder
ROS; Reactive Oxygen Species
SSRIs; Selective Serotonin Reuptake Inhibitors
TAC; Total Antioxidant Capacity
TG; Triglycerides
TMB; Tetramethyl Benzidine
TNF?; Tumor Necrosis Factor alpha
VLDL; Very-Low-Density Lipoprotein
WHO; World Health Organization

(1) فصل اول:
مـقـدمـه
(1-1) پیشگفتار
(1-1-1) بیان مسئله

اصطلاح سندرم متابولیک به گروهی از عوامل خطر‌ساز اشاره دارد و با مجموعه ای از ریسک فاکتورهای قلبی عروقی شامل: چاقی شکمی، پرفشاری خون ، گلوکز خون بالا، تری گلیسیرید خون بالا، سطح پایین لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL2) شناسایی می گردد. سندرم متابولیک با افزایش خطر بیماری های قلبی عروقی همراه است، که امروزه از علل اصلی مرگ و میر در بسیاری از کشورها در سراسر جهان به شمار می آید (1). سندرم متابولیک با افزایش 2 برابری خطر بیماری قلبی عروقی و افزایش 5 برابری خطر بیماری دیابت همراه است (2). سندرم متابولیک همچنین با افزایش 2 برابری مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی عروقی و افزایش 5/1 برابری مرگ و میز ناشی از دیگر بیماری ها همراه است. متاسفانه شیوع سندرم متابولیک در جهان روند رو به رشدی را می پیماید (1). شیوع سندرم متابولیک در کشور ایران بالاست و در حدود 7/33% تخمین زده میشود و این شیوع با افزایش سن افزایش می یابد و در زنان بیشتر از مردان (42% در مقابل 24%) است (3-5). طبق برخی گزارش ها شیوع سندرم متابولیک در زنان ایرانی در مقایسه زنان کشورهای دیگر بیشتر است، همچنین شیوع سندرم متابولیک در قشر جوان ایرانی به ویژه نوجوانان چاق بسیار بالاست (5-7).
شواهد برخی مطالعات حاکی از آنند که سندرم متابولیک با افزایش احتمال ابتلا به علایم افسردگی مرتبط است (8, 9). این در حالیست که افسردگی یکی از رایج ترین عوارض سلامت روانی است و احتمال می رود که تا سال 2020 به دومین عارضه وسیع در جهان مبدل گردد (10). شواهد اخیر حاکی از آنند که یک ارتباط دو سویه و قابل توجه بین سندرم متابولیک و افسردگی وجود دارد، و نتایج بررسی ها به اهمیت تشخیص زود هنگام و مدیریت افسردگی در میان بیماران مبتلا به سندرم متابولیک اشاره داشته اند (11).
استرس اکسیداتیو به معنای عدم تساوی بین تولید پرو اکسیدانها و آنتی اکسیدانها به نفع تولید پرو اکسیدانهاست، و تصور می شود که نقش موثری در پاتوژنز و توسعه بیماری های مختلف به ویژه بیماری های قلبی-عروقی ایفا می نماید. شواهد علمی اخیر پیشنهاد نموده اند که استرس اکسیداتیو که با اختلال توازن پرو اکسیدان- آنتی اکسیدان (PAB) همراهست، می تواند یک پیش گویی کننده خوب برای خطر بیماری های قلبی عروقی باشد و مطالعات اخیرا PAB را به عنوان یک ریسک فاکتور سودمند برای بیماری های قلبی عروقی پیشنهاد نموده اند (12, 13). سندرم متابولیک، عارضه ای است که با استرس اکسیداتیو مرتبط است و چاقی شکمی (تجمع چربی در شکم) که از ارکان مهم سندرم متابولیک است با افزایش استرس اکسیداتیو و اختلالات انسولینی در بدن مرتبط می باشد (14, 15). بنابراین با توجه به اینکه شواهد علمی حاکی از آنند که استرس اکسیداتیو از ریسک فاکتورهای مهم برای توسعه بیماری های قلبی-عروقی و فشار خون بالا به شمار می آید (16, 17)، لذا کاهش استرس اکسیداتیو می تواند یکی از اهداف درمانی مهم در درمان سندرم متابولیک به شمار آید (15). از طرفی استرس اکسیداتیو می تواند تاثیرات نامطلوبی روی سیستم عصبی گذاشته و در نتیجه با اضطراب یا افسردگی مرتبط باشد. شواهد علمی نشان داده اند که استرس اکسیداتیو می تواند در اتیولوژی بیماری های روانی و عصبی سهیم باشد. چرا که استرس اکسیداتیو بسیاری از عملکردهای مهم سلولی را متاثر می سازد و عواقبی دارد که به ویژه برای عملکرد مطلوب مغز مضر می باشد. هریک از موارد: نقص عملکرد میتوکندریایی، تغییر سیگنال دهی عصبی و ممانعت از تولید سلولهای جدید عصبی می توانند با استرس اکسیداتیو افزایش یابند و لذا در تحمیل بار اضافی به مغز موثر باشند (18).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

امروزه استفاده از گیاهان دارویی برای اهداف درمانی مورد توجه دانشمندان حوزه پزشکی سراسر جهان قرار دارد. زعفران یکی از گیاهانی است که به دلیل اثرات مفیدش از جمله کاهش کلسترول خون، خواص ضدالتهابی و خواص آنتی اکسیدانی ممکن است یکی از بهترین مکمل های دارویی برای سلامت قلب و عروق باشد. یافته های برخی از پژوهش های علمی از اثرات آنتی اکسیدانی و هایپولیپیدمیک زعفران حمایت می کنند (19)، و دانشمندان در مطالعات خود توانایی پاکسازی رادیکالهای آزاد توسط اجزای زعفران را نشان داده اند (20, 21). همچنین برخی بررسی ها حاکی از آنندکه زعفران یا اجزای فعال آن دارای خصوصیاتی هستند که منجر به بهبود عملکرد مغزی و بهبود تحویل اکسیژن به بافت ها می گردد (22). مطالعات اخیر اثرات سودمند زعفران را در بهبود افسردگی و بیماری آلزایمر نشان داده اند (23, 24). در این میان یکی از اجزای زعفران با نام کروسین، به عنوان یک عامل احتمالی موثر در کنترل و مقابله با آتروژنز و استرس اکسیداتیو شده مطرح شده است (25).

تصویر 1- خاصیت آنتی اکسیدانی کروسین علیه سندرم متابولیک و افسردگی (25)

ممکن است داروی تهیه شده از کروسین موجود در زعفران (که دارای خاصیت آنتی اکسیدانی است)، جهت کاهش استرس اکسیداتیو و کاهش علائم افسردگی در انسانها مفید واقع گردد. تا کنون مطالعه ای روی انسانها در این زمینه انجام نشده است و تنها مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی صورت گرفته اند. لذا بررسی تاثیر ماده کروسین زعفران بر PAB (به عنوان شاخصی از استرس اکسیداتیو)، و علایم افسردگی- اضطراب در افراد مبتلا به سندرم متابولیک می تواند مفید و راهگشا باشد.

ضرورت انجام این تحقیق: از دیرباز گیاهان دارویی برای اهداف درمانی مورد توجه علم پزشکی قرار داشته اند. شناختن ترکیبات گیاهی دارویی جدید می تواند راهگشای تولید داروهای گیاهی جدید و مفید باشد. همچنین هر کشوری با توجه به امکانات و شرایط اقلیمی خود می تواند به تهیه و تولید برخی داروهای گیاهی بپردازد و به این وسیله، علاوه بر کمک به ارتقای دانش پزشکی، به اقتصاد کشور کمک نموده و زمینه ساز اشتغال هموطنان در این زمینه را فراهم آورد. زعفران نیز یکی از محصولات گیاهی سنتی کشور ایران است که تلاش جهت شناخت خواص درمانی این گیاه و ترکیباتش، بی شک برای کشورمان سودمند و حائز اهمیت ویژه است.
(1-1-2) روش کار
جهت دعوت افراد دارای ریسک فاکتورهای مرتبط با سندرم متابولیک، فراخوان هایی (با استفاده از پوستر و ایمیل) صورت گرفت و نمونه ها از افراد داوطلب مراجعه کننده واجد شرایط انتخاب گشتند. 60 فرد بیمار در مراحل اولیه سندرم متابولیک مطابق با دستورالعمل IDF انتخاب شدند؛ سپس این افراد به طور تصادفی در دو گروه 30 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند و طی یک دوره 8 هفته ای، دارو و یا دارونما را دریافت نمودند. دوز تجویزی کروسین 30 میلی گرم در روز به صورت 2 قرص 15 میلی گرمی بود که این دوز بر اساس نتایج مطالعات قبلی توسط گروه داروسازی دانشکده علوم پزشکی مشهد در نظر گرفته شد (26, 27). در ابتدا و انتهای دوره، از همه افراد نمونه خون گرفته شد. همچنین در ابتدا و انتهای دوره پرسشنامه های سنجش افسردگی بک(BDI3) و پرسشنامه سنجش اضطراب بک(4BAI) توسط شرکت کنندگان تکمیل گشتند (28, 29).
موارد اخلاقی: کلیه موارد اخلاقی مربوطه از سوی مجریان و دست اندرکاران طرح رعایت شد و افراد نمونه به صورت داوطلبانه و پس از پر کردن فرم رضایت نامه وارد طرح گشتند. همچنین افراد اختیار داشتند هر زمان که مایل بودند طرح را ترک کنند. این پژوهش به تایید کمیته اخلاق رسیده است و با کد 922545 تصویب گردیده است.
تجزیه و تحلیل آماری: تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار 16SPSS و به کارگیری روشهای آماری مربوط به کارآزمایی بالینی تصادفی انجام شد. برای سنجش نرمال بودن داده ها از تست کولموگراف اسمیرنوف استفاده گردید. برای مقایسه بین 2 گروه با توجه به چگونگی نرمال بودن توزیع داده ها، از تست های تی- تست (مزدوج و مستقل) برای مقایسه تغییراتPAB، و از تست های تی-تست، ویلکاکسون و من-ویتنی برای مقایسه امتیازات و درجه های افسردگی و اضطراب استفاده شد. سطح معنی دار در آزمونها نیز 5 درصد بود.

(1-1-3) اهداف و فرضیات
الف) هدف کلی: تعیین اثر کروسین بر تعادل پرواکسیدان-آنتی اکسیدان (PAB) و ارتباط آن با افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به سندرم متابولیک

ب) اهداف اختصاصی:
1- تعیین مقادیر شاخص PAB سرم در دو گروه دارو و دارونما در قبل و بعد از مداخله
2- تعیین امتیازات افسردگی با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک در دو گروه دارو و دارونما در قبل و بعد از مداخله
3- تعیین امتیازات اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب بک در دو دو گروه دارو و دارونما در قبل و بعد از مداخله
4- مقایسه تغییرات شاخص PAB بعد از مداخله بین دو گروه دارو و دارونما
5- مقایسه تغییرات امتیازات افسردگی بعد از مداخله بین دو گروه دارو و دارونما
6- مقایسه تغییرات امتیازات اضطراب بعد از مداخله بین دو گروه دارو و دارونما
7- بررسی ارتباط بین تغییرات PAB با تغییرات امتیازات افسردگی بین دو گروه دارو و دارونما
8- بررسی ارتباط بین تغییرات PAB با تغییرات امتیازات اضطراب بین دو گروه دارو و دارونما

ج) اهداف کاربردی: اگر تاثیر مثبت کروسین استخراج شده از زعفران بر PAB سرم و علایم افسردگی و اضطراب افراد مشاهده شود می تواند به عنوان یک داروی گیاهی موثر درکاهش استرس اکسیداتیو و درمان افسردگی و اضطراب مورد توجه قرار گیرد. بعلاوه اگر تغییرات PAB با تغییرات امتیازات افسردگی و اضطراب همبستگی داشته باشد؛ می تواند پیشنهاد کننده احتمال سودمند بودن مکانیسم آنتی اکسیدانی کروسین در درمان افسردگی و اضطراب باشد.

د) فرضیات:
1- داروی کروسین سبب تغییر معنی دار مقدار PAB سرم در افراد مبتلا به سندرم متابولیک گردد.
2- داروی کروسین سبب تغییر معنی دار امتیازات افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به سندرم متابولیک گردد.
3- بین تغییرات PAB سرم با تغییرات امتیازات افسردگی و اضطراب ارتباط معنی داری مشاهده شود.
(1-2) کلیات
(1-2-1) سندرم متابولیک
اصطلاح سندرم به مجموعه ای از ریسک فاکتورها گفته می شود که معمولا با هم رخ می دهند و به نظر نمی رسد تصادفی باشد و علت آن اغلب نامشخص و مبهم است. سندرم متابولیک نیز این ویژگیها را در بر می گیرد. سندرم متابولیک یک اختلال پیچیده است که با افزایش خطر بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع 2 همراه است و از شیوع قابل توجهی در دنیا برخوردار است.
اصطلاح سندرم متابولیک به مجموعه ای از عوامل خطر‌ساز اطلاق میشود که با مجموعه ای از ریسک فاکتورهای قلبی عروقی شامل: چاقی شکمی، پرفشاری خون، قند خون بالا و دیس لیپیدمی(بالا بودن تری گلیسیرید خون، پایین بودن لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) شناسایی می گردد (30). سندرم متابولیک یک شاخص خطر مطلق و کامل به حساب نمی آید چرا که شامل بسیاری از فاکتورهای لازم برای تعیین خطر قطعی از جمله سن، جنس، سیگار کشیدن و سطوح کلسترول با چگالی کم (LDL5) نیست. با این حال بیماران مبتلا به سندرم متابولیک نسبت به افراد غیر مبتلا در خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت قرار دارند (2).
از دیگر اسامی رایج برای سندرم متابولیک عبارتند از: (سندرم x) که این نام برای تاکید بر جنبه های ناشناخته و پیچیده این سندرم انتخاب شده است، و (سندرم مقاومت به انسولین) که این نامگذاری بر نقش هایپر انسولینمی و مقاومت به انسولین در ایجاد این سندرم تاکید دارد. سندرم متابولیک در صورت عدم وجود بیماری قلبی-عروقی (6CVD) یا دیابت، احتمال ابتلا به این عوارض در آینده را پیش بینی می کند. هنگامی که بیماری قلبی-عروقی یا دیابت توسعه می یابد، سندرم متابولیک اغلب وجود دارد، و تعداد اجزای سندرم متابولیک با توسعه این بیماری ها و افزایش خطر آنها مرتبط است. البته سندرم متابولیک به غیر از دو پی آمد اصلی و مهمش یعنی بیماری های قلبی-عروقی و دیابت با افزایش شیوع ابتلا به بیماری های دیگر نظیر کبد چرب، نارسایی کلیوی، سندرم تخمدان پلی کیستیک، نقرس و سندرم آپنه هنگام خواب نیز در ارتباط است (31).
اخیرا پیشنهاد می شود که ناهنجاری های دیگری از جمله وضعیت پیش-التهابی و پیش-ترومبوتیک، بیماری کبد چرب غیر الکلی و آپنه خواب نیز به فاکتورهای این سندرم اضافه شوند که این رویکرد می تواند تعریف این سندرم را حتی پیچیده تر نماید (30).
(1-2-1-1) شیوع و اهمیت سندرم متابولیک
سندرم متابولیک عارضه ای شایع است و شیوع رو به رشدی در سراسر جهان دارد و تا حد زیادی به افزایش چاقی و شیوه زندگی بی تحرک افراد مرتبط است (2). شیوع سندرم متابولیک در جوامع مختلف و نژادهای مختلف یکسان نیست. بطور کلی مطالعات جوامع اروپایی شیوع سندرم متابولیک را بطور متوسط حدود 24 % در جوامع اروپایی گزارش نموده اند. اما شیوع سندرم متابولیک در مطالعات در جوامع آسیایی بسیار متفاوت بوده و از 8% در مناطقی از ژاپن تا 55% در برخی مناطق چین گزارش شده است (31). شیوع سندرم متابولیک در کشور ما ایران نیز بالا است در حدود 7/33% گزارش شده است که این شیوع در زنان بیشتر از مردان گزارش شده است (42% در مقابل 24%). متاسفانه برخی مطالعات نیز هشدار داده اند که سن ابتلا به سندرم متابولیک در ایران کاهش یافته است و متاسفانه نوجوانان ایرانی (به ویژه نوجوانان چاق) در خطر توسعه این سندرم گرفته اند (5-3). سندرم متابولیک یکی از مهمترین عوامل خطرساز برای ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی به شمار می آید. این در حالیست که بیماری قلبی عروقی یکی از علل مهم مرگ و میر در سراسر جهان به شمار می رود و پیش بینی می شود تا سال 2020 ، هر سال حدود 25 میلیون نفر به عوارض قلبی عروقی مبتلا شوند و به عامل اساسی مرگ و میر( حدود 30% مرگ و میر) در تمام دنیا مبدل خواهد شد. در ایران نیز سن آغاز ابتلا به عوامل خطرساز قلبی عروقی کاهش یافته است (32).
عارضه سندرم متابولیک در حال حاضر هم از نظر سلامت جامعه و هم از نظر بالینی مورد توجه قرار دارد. در بخش سلامت جامعه باید توجه بیشتری به اصلاح شیوه زندگی عموم مردم جهت کاهش چاقی و افزایش فعالیت بدنی شود. در سطح بالینی نیز افراد مبتلا به سندرم متابولیک می بایست شناسایی شوند تا ریسک فاکتورهای چندگانه از جمله ریسک فاکتورهای مرتبط با الگوی زندگی آنها اصلاح یابند و از عواقب بعدی پیشگیری شود (2).
(1-2-1-2) روش های تشخیص سندرم متابولیک
معیارهای تشخیصی مختلفی برای سندرم متابولیک در طول دهه گذشته توسط سازمان های متفاوت ارائه شده اند. جدیدترین معیارهای تشخیص سندرم متابولیک توسط فدراسیون بین المللی دیابت (IDF) و انجمن قلب امریکا / انستیتوی ملی قلب، ریه و خون (AHA/NHLBI7) ارائه شده اند. تفاوت این دو معیار مربوط به چاقی شکمی است که در معیار IDF به عنوان یک جزء الزامی از تشخیص سندرم متابولیک است و مقدار خط برش آن کمتر از معیارهای قبلی در نظر گرفته شده است. هرچند همچنان اختلاف نظر در ترمینولوژی و معیار تشخیص سندرم متابولیک وجود دارد. ولی علی رغم این اختلاف نظرها به می رسد که یک اجماع نظر کلی وجود دارد مبنی بر اینکه اصطلاح سندرم متابولیک برای ریسک فاکتورهای چندگانه بیماری قلبی عروقی و دیابت به کار رود (2).

اغلب افراد مبتلا به سندرم متابولیک دچار چاقی شکمی و مقاومت به انسولین هستند. شناخته شده ترین ریسک فاکتورهای سندرم متابولیک شامل دیس لیپیدمی، فشار خون بالا و افزایش گلوکز پلاسما می باشند. بعلاوه افراد دارای این ویژگی ها اغلب یک وضعیت پروترومبوتیک و پیش التهابی را نیز نشان می دهند. دیس لیپیدمی آتروژنیک شامل مجموعه ای از ناهنجاریهای لیپوپروتئینی است شامل افزایش افزایش تری گلیسرید سرم و آپولیپوپروتئین B، افزایش ذرات لیپوپروتئین کوچک با چگالی کم (LDL) و کاهش کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) است. بررسی های اخیر بر نقش احتمالی مقاومت به انسولین در پاتوژنز این بیماری تاکید دارند، هرچند پاتوژنز این سندرم هنوز نامشخص است و بحث بر سر ایجاد یک معیار تشخیصی مناسب برای این سندرم نیز همچنان ادامه دارد (2). معیارهای معتبری که تا کنون برای تشخیص سندرم متابولیک پیشنهاد شده اند عبارتند از:
> معیار سازمان جهانی بهداشت (WHO8):
اولین تعریف رسمی سندرم متابولیک در سال 1998 در سازمان جهانی بهداشت پیشنهاد شد. این تعریف بر مقاومت به انسولین به عنوان ریسک فاکتور زمینه ساز اصلی این سندرم تاکید داشت (2)، لذا تشخیص سندرم متابولیک توسط معیار WHO بر اساس مارکر های مقاومت به انسولین بعلاوه دو ریسک فاکتور دیگر است شامل؛
_ پرفشاری خون (فشار خون مساوی و بیشتر از 90/140 میلی متر جیوه)،
_ دیس لیپیدمی ( تری گلیسرید مساوی و بیشتر از 150 میلی گرم/دسی لیتر، کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا(HDL) کمتر از 50 میلی گرم/دسی لیتر در زنان و کمتر از 40 میلی گرم/دسی لیتر در مردان)
_ میکرو آلبو مینوری (میزان ترشح آلبومین در ادرار مساوی و بیشتر از 20 میکروگرم/دقیقه یا نسبت آلومین به کراتی نین مساوی و بیشتر از 30 میلیگرم/گرم)

تصویر 2- تشخیص سندرم متابولیک با معیار WHO (2)

> معیار ATP III9
یک معیار مهم دیگر توسط برنامه ملی درمانی آموزش کلسترول برای بزرگسالان در سال 2001 موسوم به ATP III ارائه شده است (تصویر 3). معیار ATP III وجود تظاهرات مقاومت به انسولین را برای تشخیص سندرم متابولیک الزامی نمی داند. هیچ فاکتور منفردی در معیار ATP III برای تشخیص سندرم متابولیک الزامی نیست و این معیار وجود 3 فاکتور از 5 فاکتور زیر را مبنای تشخیص این سندرم می داند: چاقی شکمی(که بسیار با مقاومت به انسولین در ارتباط است)، سطح بالای تری گلیسرید، سطح پایین کلسترول HDL، فشار خون بالا و اختلال قند خون (قند خون ناشتای بالا یا دیابت نوع دو) (2).

تصویر 3- تشخیص سندرم متابولیک با معیار ATPIII (2،30)

انجمن آمریکایی اندوکرینولوژی بالینی نیز در سال 2003 برای سندرم متابولیک شاخصی را تعریف کرد که معیار آنها نیز شامل اختلال تحمل گلوکز (IGT) بعلاوه 2 مورد و یا بیشتر از موارد زیر بود (30):
– نمایه توده بدنی ? 25 kg/m2
– تری گلیسرید ? 150 mg/dl و/یا کلسترول>HDL 40 mg/dl در مردان و کلسترول>HDL 50 mg/dl در زنان
– فشار خون ? 85/135 میلی متر جیوه

معیارهای IDF و AHA/NHLBI10 در سال 2005:
در سال 2005 معیارهای IDF و AHA/NHLBI به هدف تلاش برای برقراری یک توافق نظر بین معیارهای مختلف برای سندرم متابولیک، مطرح شدند. علارغم این تلاش آنها برای دست یابی به توافق نظر، توصیه های آنها از نظر محیط دور کمر تفاوت هایی داشت. معیارIDF الزام معیار WHO برای مقاومت به انسولین را حذف کرد ولی در عوض چاقی شکمی را یک جزء ضروری از 5 جزء مورد نیاز برای تشخیص سندرم متابولیک معرفی نمود و تاکید خاصی بر اندازه گیری محیط دور کمر به عنوان یک ابزار غربالگری ساده داشت. باقی مانده اجزای معیار IDF اساسا مشابه با معیار ATP III بود.
معیار AHA/NHLBI نیز اندکی معیار ATP III را اصلاح نمود ولی چاقی شکمی را به عنوان یک ریسک فاکتور ضروری برای تشخیص معرفی نکرد و مابقی ریسک فاکتورهای این معیار مشابه با اجزای IDF بود. علاوه بر آن هیچ توافق نظری در مورد تعریف چاقی شکمی بین IDF و AHA/NHLBI ایجاد نشد. IDFتوصیه نمود که آستانه محیط دور کمر برای تعریف چاقی شکمی در مردم اروپا میبایست 94 سانتیمتر برای مردها و 80 سانتیمتر برای خانمها باشد: در مقابل آن AHA/NHLBI مقادیر 102 و 88 سانتیمتر را به ترتیب برای زنان و مردان توصیه نمود. راهنماهای IDFهمچنین بر نیاز به اتخاذ مقادیر مختلف برای اندازه گیری دور کمر برای گروه های قومی مختلف تاکید دارد. اجزای نهایی هر یک از معیارهایIDF و AHA در تصاویر 4 و 5 مشاهده می شوند (2, 30).
تصویر 4- تشخیص سندرم متابولیک با معیار AHA/NHLBI (2،30)

تصویر 5- تشخیص سندرم متابولیک با معیار IDF (2،30)

> آخرین توافق نظر فعلی برای تشخیص سندرم متابولیک:
بحث و تبادل نظر در راستای حل و فصل اختلافات باقی مانده بین تعاریف سندرم متابولیک ادامه دارند، و در نهایت موافقت نموده اند که لزوما نیاز نیست که چاقی شکمی به عنوان شرط ضروری برای ابتلا به سندرم متابولیک در نظر گرفته شود، ولی می بایست به عنوان یکی از 5 ریسک فاکتور اصلی برای ابتلا به سندرم متابولیک باشد. چنانچه حداقل 3 عدد از 5 ریسک فاکتور سندرم متابولیک در فرد موجود باشند تشخیص سندرم متابولیک صورت میگیرد. نتایج آخرین توافق نظر در جدول 1 نشان داده شده است (2). نه معیار ATP III و نه IDF هیپر گلایسمی در محدوده دیابت را از پنج معیار اصلی تشخیص سندرم متابولیک حذف نکرده اند. لذا بسیاری از بیماران دیابتی نوع 2 به سندرم متابولیک مبتلا هستند. بعلاوه افراد مبتلا به دیابت نوع 2 در خطر بالاتری برای توسعه بیماری قلبی-عروقی در طولانی مدت هستند. این امر برای بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 نیز مصداق دارد. بنابراین هر بیماری دیابتی که دارای دیگر ریسک فاکتورها هست می بایست برای اصلاح دیگر اجزای این سندرم تحت درمان اصلاح الگوی زندگی و در صورت نیاز دارودرمانی قرار گیرد (2).

جدول1 – خلاصه آخرین اجماع نظرها میان معیارهای تشخیص بالینی سندرم متابولیک (2)
ریسک فاکتور مقادیرمحیط دور کمر بالا* متغیر بر اساس جمعیت و تعاریف خاص هر کشور(جدول 2)تری گلیسرید بالا (یا دارودرمانی برای کاهش تری گلیسرید بالا †) مساوی و بیشتر از 150 میلیگرم/ دسی لیتر (1.7 میلی مول/لیتر)کلسترول HDL پایین (با استفاده از دارودرمانی در این رابطه) کمتر از40 میلیگرم/دسی لیتر (1 میلی مول/لیتر) در مردان
کمتر از50 میلیگرم/دسی لیتر (1.3 میلی مول/لیتر) در زنانفشار خون بالا (یا استفاده از دارودرمانی برای این عارضه)فشار خون سیستولیک ? 130 میلیمتر جیوه یا فشار خون دیاستولیک ? 85 میلیمتر جیوه قند خون ناشتای بالا (یا استفاده از دارودرمانی برای این عارضه‡) مساوی و بیشتر از 100 میلی گرم/دسی لیتر


دیدگاهتان را بنویسید